داراي مقدمهاي به زبان عربي بود و بعداً، به عبري ترجمه شد. او خود را شاگرد شخص ناشناسي مينامد به نام سليمان بن بِنَيَه. آيا او موٴلف زيج سال 1389 بوده است؟
د. اسلام
گزارش رياضيات اسلامي در پنج بخش است، دو بخش دربارهٴ مغرب، يكي مناطق مياني و دو تا مشرق: 1) مغرب؛ 2) افريقيه؛ 3) مماليك، 4) آناطولي؛ 5) ممالك اسلامي خاوريتر.
1. مغرب. علي قسطنطيني تفكر نجومي را در مغرب زنده نگاه داشت. او در سال 1360 براي يكي از سلاطين مَريني منظومهاي نجومي تأليف كرد كه با زيجي همراه بود.
همچنين، عبدالرحمن جادَري سيسال بعد، در فاس رسالهاي در تعيين اوقات شرعي نوشت. وي موقِّت1 مسجد قَرَويين بود و در ابتدا به تقويم و گاهشماري توجه داشت.
2. افريقيه. ابن ابي حَجَله اديب الجزايري رسالهاي درباب شطرنج نوشت و مجموعهاي درباب اهميت عدد هفت گردآورد. تكرار آنچه درموارد پيشين گفتهايم ضرورتي ندارد؛ شناخت خواص اعداد از مباحث مورد علاقهٴ فضلا در همه جا بوده و هرگز، كاملاً ريشهكن نخواهد شد.2 ابن قُنفُذ، قاضي قسطنطين، شرحي بر آثار رياضي و نجومي ابن بنّا و بر احكام نجوم ابنابيرِجال نوشت.
ابنخلدون، مورخ نامدار تونسي، رياضيدان نبود، ولي از استادش محمد بن ابراهيم اَبُلي (چهاردهم ـ1)، معلوماتي را كه بهوسيلهٴ ابن بنّا (سيزدهم ـ2) مرتب شده بود، كسب كرد.
همچنين زائرجةالعالم ابوالعباس سبتي (دوازدهم ـ2) را مطالعه كرده بود. در مقدمهٴ او اطلاعات رياضي زيادي وجود دارد؛ مثلاً كاربردهاي عجيب حساب جُمَل و كاربردهاي اخترگويي آنها.
وي از معتقدان ميانهرو اخترگويي بود؛ عليرغم كنجكاوي نيرومندش در زمينهٴ علوم خُفيه، عقل سليم نيرومندش وي را از افتادن به دام جادو و غيبگويي باز ميداشت.
منجمان تونسي در تعيين اوقات شرعي، بهويژه تعيين جهت قبله و اوقات اذان، در فعاليت ساير همكاران مسلمانشان شركت كردند و به ساخت و استفاده از ساعتهاي آفتابي و اسطرلابها پرداختند. تعيين سمت قبله از سوي آنان گاه بهصورت حيرتانگيزي نادرست بود.3
3.Sartonp, <<Orientation of the mihrāb>>, Isis20, pp. 262.264, 1933 ,Henri Terrasse , Isis 24, pp. 109.110. H. P. J. Renaud . Isis 34, p. 24, 1942. Gonzague Ryckmans and Fernand Moreau << Un gnomon arabe du XIV^e siécle>>Muséon 39, pp. 33.40, 1 p1.,Louvain 1926.
درباب ساعت آفتابي ساخت ابوالقاسم بن حسن شداد در سال 1355 در تونس.